روزی روزگاری درختی بود... ، و او پسرک کوچولویی را دوست می داشت. پسرک هر روز می آمد
و برگ هایش را جمع می کرد از آن ها تاج می ساخت و شاه جنگل می شد ، از تنه اش بالا می رفت
از شاخه هایش می آویخت و تاب می خورد و سیب می خورد، با همدیگر قایم باشک بازی می کردند پسرک هر وقت خسته می شد زیر سایه اش می خوابید
او درخت را دوست می داشت...خیلی زیاد و درخت خوشحال بود
فردی که در زندگی یاد گرفته مسئولیت اعمالش را بر عهده بگیرد، مطمئناً دارای شخصیتی خوب و سالم است. در زندگی هر چه بکارید همان را درو می کنید. بهترین کاری که والدین و معلمان می توانند انجام دهند این است که الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشند و در عمل مسئولیت رفتار و اعمال شان را بر عهده گیرند. هیچ عذر و بهانه ای نیز در این زمینه قابل قبول نیست.
هیچ کسی نیست که در زندگی دچار مشکل، اشتباه و گناه نشود. همه ی افراد به نوعی دچار خطا و اشتباه می شوند. نکته ی مهم این است که نمی توان این مسایل را در زندگی حاشا کرد و آن ها را نادیده گرفت، بر عکس باید واقعیت را بپذیریم و مسوولیت رفتارمان را بر عهده گیریم. گرچه بسیار سخت است که انسان در هنگام وقوع حادثه خود را کنترل کند و از آن درس بگیرد، ولی درست در همین شرایط است که شخصیت انسان شکل می گیرد.
هدف پنجم: استعدادهایش را بشناسد.
این وظیفه ی شماست که فرزندتان را آگاه کنید و استعداد ها و توانایی هایش را به او بشناسانید. کودکان و نوجوانان دارای استعدادهای فراوانی هستند که بهتر است در همان دوران نوجوانی به آن پی ببرند و به خاطر این همه توانایی سپاسگزار باشند و با داشتن پشتکار و نظم و انضباط استعدادهای بالقوه شان را شکوفا سازند.
به فرزندان تان بگویید اگر دست به کاری می زنند، آن کار را تا آخر انجام دهند و در بین راه رها نکنند. زیرا تنها در این صورت است که می توانند خیلی سریع به اهداف شان دست یابند. استعداد، چیزی نیست که به مرور زمان از بین برود، بلکه در هر زمانی می توان آن را شکوفا ساخت، البته به این شرط که او را متوجه استعدادهای درونی اش کنید، تشویق کنید و همواره به او یادآوری کنید که می تواند هر کاری را انجام دهد.
اگر می خواهید فرزندتان؛ والدین، همسر، دوست و یا یک فرد موثر برای جامعه باشد، بهتر است او را مستقل تربیت کنید. این بدان معنا نیست که به او در زندگی کمک نکنید و پشتیبان او نباشید. همواره به او عشق بورزید و در صورت نیاز او را راهنمایی کنید و پیشنهادهای لازم خود را به او بدهید ولی هرگز فراموش نکنید که او بایستی مستقل بار بیاید و روی پای خود بایستد.
هدف سوم: ایمان داشته باشد.
یکی از موارد بسیار مهم که باید به فرزندانتان آموزش دهید این است که آنها باید متوجه شوند که در تمام امور زندگی به خداوند توکل کنند و به او ایمان واقعی داشته باشند. کودکان و نوجوانان باید در همان مراحل اولیهی رشد خود بیاموزند که اگر در زندگیشان با مشکلی مواجه شدند، تنها کسی که قادر است کمک کند و راه حل درست و مناسب را به آنها نشان دهد خداوند است. آنها باید بدانند که مشکلات زندگی اعم از مسایل مالی، سلامتی، زناشویی، فرزندان و یا خانواده، همگی امور سطحی هستند و برای یافتن بهترین راه حل، باید از خداوند قادر و مطلق کمک بطلبند.
اگر میخواهید مورد لطف خداوند و بندگانش قرار بگیرید و از آگاهی کامل برخوردار شوید، تنها به خداوند بزرگ تکیه کنید و به او اعتماد داشته باشید. تمام کارهایتان را به او بسپارید و هر کاری انجام میدهید خداوند را مدنظر داشته باشید. بعد با کمال تعجب خواهید دید که چگونه به سمت موفقیت گام خواهید برداشت. شما به عنوان پدر و مادر میتوانید در این زمینه بهترین الگو برای فرزندتان باشید. او یقیناً با دیدن اعمال شما، بهترین مسیر را در زندگی برای خود برمیگزیند.
اگر به کودکان اهمیت دهیم همه برنامههای زندگی فردی و جمعی خود را در جهت احترام به آنان و در نظر گرفتن شرایط رشد بهتر آنها تنظیم میکنیم. کودکان نیازهای فراوانی دارند که باید زمینههای شکوفایی آنان هرچه بیشتر فراهم شوند. در این مقاله به شما پنج هدف بسیار مهم و ضروری را پیشنهاد میکنیم تا با به کارگیری آنها، زندگی فرزندانتان را متحول کرده و آیندهای درخشان را برای آنها به ارمغان آورید .
هدف اول: از خود تصویر مثبت داشته باشد.
شما بایستی به عنوان پدر و مادر کاری کنید که فرزندتان تصویری خوب و مثبت از خود داشته باشد. البته این موضوع بدان معنا نیست که طوری برخورد کنید که فرزندتان تصور کند تافتهی جدا بافته است و از دیگران کامل تر و برتر است. بر عکس تنها باید متوجه شود که او هدیهی خداوند بر روی زمین است و به همین دلیل زندگیاش دارای اهمیت است. کودکان و نوجوانان باید در طی مراحل رشدی خود پی به این نکته بسیار مهم ببرند که زندگی آنها ارزشمند است و بایستی قدر آن را بدانند. ما به عنوان والدین و یا معلم همواره باید به صورت زبانی و عملی به آنها نشان دهیم که انسان موجود ارزشمندی است و باید قدر خود را به خوبی بداند. بد نیست بدانید این طرز برخورد و گفتار ماست که ذهنیّات فرزندانمان را شکل میدهد. بنابراین بایستی مراقب رفتار و گفتارمان باشیم تا کاملاً مثبت و حساب شده باشد و بر روی آنها تاثیر لازم را بگذارد. فرزندانتان را به خاطر کارهای خوبشان تشویق کنید تا سریعتر به این هدف برسند.
10 راه برای افزایش اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان
1.تشویق و تعریف شما از اطفال -تا6 سالگی- و پرهیز از محدودكردن آنها، سنگ بنای داشتن فرزندانی با اعتمادبهنفس بالا است.
2.استعدادها و تواناییها و پیشرفتهای دیگران را به رخ فرزندان خود نكشید.
3.از بیتوجهی به فرزندان خود بپرهیزید؛ طوری رفتار كنید كه او احساس كند وجودش باعث گرمی خانواده است.
4.در رفتار نسبت به فرزندان خود، عدالت را رعایت كنید؛ اگر یكی از فرزندان شما به خاطر كارهایش مستحق محبت یا رسیدگی بیشتر است، به گونه ای رفتاركنید كه دیگرفرزندان علت این توجه و رسیدگی را بدانند.
5.نمیتوان با دروغ گفتن فرزند را راستگو تربیت كرد. با اعمال خود رفتار نیك رابه او یاد دهید. از كلمات و الفاظ ركیك و زشت هرگز استفاده نكنید.
6.هرگز سؤالات فرزندان خود را بیپاسخ نگذارید. پرسشهای فراوان كودكان نشانه كنجكاوی و تیزهوشی آنهاست.
7.از تحقیر فرزندان خود در بین دوستانش یا اعضای فامیل واقعا بپرهیزید. تذكرات لازم را بعداً در فضایی محبتآمیز، آرام و بدون سرزنش به او بگویید.
8.عقاید فرزندان را نمیتوان با تحقیر، اجبار و ... تغیییر داد؛ سعی كنید اختلاف سلیقه فرزندانتان را با خودتان درك كنید و آنها را تحمل نمایید و عقاید انحرافی آنها را با آگاهی دادن اصلاح كنید.
9.از اعمال نیك وپسندیده فرزندان خود بسیار یاد كنید. بگذارید فرزندانتان با شنیدن تعریفهای شما احساس خوشآیند حضور در جمع بزرگان را تجربه كند.
10.كودكان خود را با عبارتهایی صدا بزنید كه موجب خوشحالی و احساس شخصیت در آنها و اطرافیان آنها بشود. مثل علی آقا، زینب خانم،…
منبع: «110 راه برای افزایش اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان» تألیف «داوود احمدی»
نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان 1387 و ساعت 02:47 ب.ظ توسط : زهراسادات
ویرایش شده در یکشنبه 26 آبان 1387 و ساعت 11:13 ق.ظ
بعضی از کودکان با نیازهایی بیش
از کودکان دیگر به دنیا میآیند، و درنتیجه پدر و مادر باید مراقبت بیشتری از
آنها به عمل آورند. این کودکان غالبا از همان دوران نوزادی مشخص میشوند، به طوری
که گویی درست بعد از تولد سرشان را بلند کرده و میگویند«سلام مامان و بابا؛
بچهای غیرمعمولی گیر شما آمده است، بچهای که نیازمند مراقبتی بیشتر از حد معمول
از سوی شماست. اگر حاضرید این مراقبت را در اختیار من قرار دهید با هم مشکلی
نخواهیم داشت در غیر این صورت باید منتظر کمی دردسر باشید.» این کودکان خیلی زود
به اسامی متفاوتی موصوف میشوند: نق نقو، طلبکار، بداخلاق، خستهکننده، شکمدردی،
پرجنب و جوش و ... هیچ کدام از این اصطلاحات واقعاً این کودکان را توصیف نمیکند و
روشنکننده این مطلب نیست که این کودکان به چه نوع مراقبتی از سوی والدین نیاز
دارند. من ترجیح میدهم که این نوع خاص کودکان را «کودکان پرنیاز» بنامم. این نام
نه تنها یک اصطلاح مربوط به کوکان است، بلکه از بقیه اصطلاحات دقیقتر است و توضیح
میدهد که این کودکان چگونه هستند و به چه نوع مراقبتی از سوی والدین احتیاج
دارند.
چنانچه
خانوادهها نیازهای این کودکان را درک نکرده و نسبت به آنها با همدردی پاسخ
ندهند، کودکان پرنیاز میتوانند فشارهای شدیدی را بر آنها وارد آورند.کودکان
پرنیاز انرژی بسیار زیادی را از والدینشان طلب میکنند، ولی صرف این انرژی همچون
سرمایهای است که با نرخی بسیار بالا به شما باز خواهد گشت.
منبع:نقش پدر در مراقبت و تربیت
کودک/دکتر
ویلیام سیزر/شرفالدین
شرفی/کتابهای
دانه، مؤسسه انتشارات صابرین
نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان 1387 و ساعت 12:22 ب.ظ توسط : زهراسادات
ویرایش شده در چهارشنبه 22 آبان 1387 و ساعت 01:33 ب.ظ
1- هر سه روز یک بار یک نوع سبزی به سوپ اضافه کنید مانند جعفری ، گشنیز ، لوبیا سبز ،کدوسبز،کرفس ،هویج، گوجه فرنگی ، سیب زمینی ، کدو حلوایی .
2- به سوپ کودک نباید نمک ، شکر یا چاشنی اضافه کرد .
3-بهتر است کدو ، کرفس ، لوبیاسبز را اول پخته وبعد به سوپ کودک اضافه نمود .
4-سبزیها باید در آخرین لحظات پخت سوپ اضافه شود .در ظرف نیز باید بسته باشد تا ویتامین های آن از بین نرود .
5- استفاده از اسفناج تا یک سالگی مجاز نبوده ونباید به سوپ شیر خوار اضافه شود .
6- سیب زمینی راهم می توانید به سوپ کودک اضافه کنید .برای اینکار ، ابتدا سیب زمینی را بشویید وبا پوست آنرا بپزید .سپس پوست آنرا جدا کرده وسیب زمینی پخته شده را به سوپ کودک اضافه کنید دقت کنید اگر بعد از پوست کندن سیب زمینی ، بخش از آن سبز رنگ بود باید آنرا جدا کرده و دور بریزید .
7-همراه با سوپ می توانید به کودک ماست بدهید . بهتر است ماست با سوپ مخلوط نشود تا کودک با طعم ماست آشنا شود .ولی اگر کودک مخلوط ماست با سوپ را دوست دارد این کار بلامانع است .
8- برای تنوع بخشیدن به سوپ کودک ، می توانید هر بار یک ماده غذایی جدید مثل جو بلغور گندم ویا رشته فرنگی را که قبلا" پخته ونرم شده است به اندازه یک قاشق مربا خوری به سوپ اضافه کنید .
منبع:سایت دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان
نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان 1387 و ساعت 12:04 ق.ظ توسط : زهرا
ویرایش شده در - و ساعت -
مواد لازم: ماهیچه گوسفند بدون چربی=به اندازه یک تخم مرغ عدس=1 قاشق چایخوری برنج=1 قاشق چایخوری سیب زمینی=1 عدد خیلی کوچک هویج=نصف یک هویج متوسط
طرز تهیه: ابتدا ماهیچه را شسته و میگذارید نیم پز شود و بعد از آن عدس،برنج،هویج (پوست بگیرید) و سیب زمینی (پوست بگیرید) همگی را شسته و به ماهیچه اضافه میکنیم و وقتی همگی کاملا پخت،داخل مخلوط کن ریخته و مخلوط میکنیم. امیدوارم که کوچولوهای عزیز خوششون بیاد. منبع. مطبخ شیما
نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان 1387 و ساعت 12:01 ق.ظ توسط : زهرا
ویرایش شده در - و ساعت -
مگ ایران، بانک اطللاعات نشریات کشور است. در این سایت شما می توانید با جستجو به نشریات مورد علاقه خود در زمینه های مورد علاقه، دست بیابید، مشترک شوید وهمچنین برخی نشریات را به صورن رایگان و آن لاین مطالعه کنید. حتما نگاهی بیاندارید. درباره کودکان مطالب جالبی در نشریات هست.
نوشته شده در دوشنبه 13 آبان 1387 و ساعت 11:45 ق.ظ توسط : زهرا
ویرایش شده در دوشنبه 13 آبان 1387 و ساعت 11:52 ق.ظ
شما به عنوان یک مادر باردار حتماً تا بحال در مورد زایمان و نحوه انجام آن فکر کرده اید، حتماً از خود پرسیده اید که باید کجا و چگونه زایمان کنم ؟ کدام روش زایمان برای من مناسب تر است؟ باید بدانیم که زایمان یک امر فیزیولوژیک و کاملاً طبیعی است که براساس پاره ای فعالیتها و تغییرات منظم طبیعی که خود به خود انجام می شود شروع می گردد که پرداختن به ماحصل آن خارج از حوصله و وقت شما است.
با این وجود نکات حائز اهمیتی برای مادران در مورد زایمان ایمن وجود دارد که باید از آنها مطلع باشند.
همانطور که گفته شد زایمان یک امر طبیعی است، اما با این وجود در تمام خانم های باردار روند زایمان یکسان نمی باشد، چرا که عوامل متعددی از جمله عوامل ذاتی و اکتسابی مانند برخی از بیماریها می تواند سیر حاملگی را تغییر داده و باعث شوند . زایمان به صورت غیرطبیعی انجام شود.
خوشبختانه با مراقبتهای دوران بارداری می توان بسیاری از موارد خطرناک برای مادر و جنین را تشخیص داد و به موقع برای حفظ سلامت مادر و جنین اقدام نمود.
شایان ذکر است که تنها درصد معدودی از زایمانها منجر به زایمان غیرطبیعی می شوند و اکثر خانمها می توانند یک زایمان طبیعی داشته باشند.
مزایای زایمان طبیعی
·مدت بستری شدن و توانایی بازگشت به کارهای عادی و روزمره بعد از زایمان طبیعی خیلی کمتر از سزارین است و مادرانی که زایمان طبیعی داشته اند زودتر به خانواده خود ملحق می شوند.
·حجم خونی که مادر طی زایمان طبیعی از دست می دهد تقریباً نصف یک عمل سزارین است لذا خطر خونریزی و کم خونی، در یک زایمان طبیعی خیلی کمتر از زایمان به طریق سزارین می باشد.
·خطرات و ریسک بیهوشی برای زایمان طبیعی وجود ندارد، درحالیکه برای مادرانی که به روش سزارین زایمان می نمایند این خطرات اجتناب ناپذیر است .
·از نظر اقتصادی زایمان طبیعی به نفع مادر، بیمارستان و جامعه می باشد.
·درصد ابتلاء به عفونت در بین مادران سزارین شده بیشتر از مادرانی است که زایمان طبیعی نموده اند.
·مادرانی که زایمان طبیعی داشته اند در دادن آغوز به نوزاد خود موفق تر هستند چرا که خوردن آغوز یا کلستروم به عنوان اولین واکسن برای کودک منافع بسیاری دارد.
·مادرانی که زایمان طبیعی نموده اند در امر شیردهی به نوزاد خود موفق تر از مادرانی می باشند که بطریقه سزارین نوزاد خود را بدنیا آورده اند.
·پس از زایمان طبیعی، مادران با انجام ورزشهای مناسب ، به مراتب سریعتر از زمانی که سزارین می شوند، می توانند تناسب اندام خود را بدست آورند.
·بطور متوسط مدت اقامت مادران سزارینی در بیمارستان دو برابرو نیم مادرانی است که زایمان طبیعی داشته اند .
·بعضی از خانمها دوست دارند در طول مدت زایمان خود کاملاً هوشیار بوده و بطور کامل در جریان روند زایمان قرار گیرند. درمدت انجام عمل سزارین ممکن است از بیهوشی عمومی استفاده شود ، در نتیجه تماس اولیه نوزاد با مادر و شروع شیردهی به نوزاد به تاخیر می افتد.
به شما مادر عزیز توصیه می کنیم :
ترس و هراس بی مورد از زایمان را از خود دور کنید .
-به منظور کسب اطلاعات بیشتر در مورد حاملگی و زایمان و حل مشکلات خود به افراد مجرب و آموزش دیده در مراکز بهداشتی درمانی مراجعه کنید . آنها قادر خواهند بود شما را راهنمائی کنند.
-برای اطمینان از سیر طبیعی حاملگی و تامین سلامتی خود و نوزادتان حتماً بطور مستمر در دوران بارداری به مراکز بهداشتی درمانی ، ماما و یا پزشک مراجعه و به توصیه های بهداشتی آنان، عمل نمائید.
-انجام معاینه داخلی ( توسط پزشک ) در سه ماهه آخر دوران بارداری می تواند به آنها کمک کند تا درمورد نحوه زایمان شما آسانتر تصمیم بگیرند.
-رعایت برنامه تنظیم خانواده و فاصله گذاری مناسب بین حاملگیها از نکات حائز اهمیتی است که می تواند در داشتن زایمان ایمن موثر باشد.
-استفاده از تکنیکهای پیشرفته مانند سونوگرافی برای ارزیابی وضعیت جنینی و مادر گاهی ضروری است لذا طبق توصیه پزشک حتماً آنرا انجام دهد.
-به پزشک یا مامای خود اعتماد کنید و به او اجازه دهید در مورد نحوه زایمان شما تصمیم بگیرد . هرگز به دلیل ترس از درد زایمان که یک امر طبیعی است . سزارین را به زایمان طبیعی ترجیح ندهید.
-بخاطر داشته باشید در صورتی باید زایمان شما بوسیله سزارین انجام شود که امکان زایمان طبیعی برایتان وجود نداشته باشد.
حالا به اضافه این مطلب می خواستم در مورد زایمان خودم بگم من از اون موقعی که باردار شدم از اون دسته آدمهایی بودم که از زایمان طبیعی وحشت داشتم طوری که تصمیم گرفتم مثل اکثر خانمهای ایرانی بخاطر ترس از زایمان طبیعی سزارین زایمان کنم ولی در طول 9 ماهی که باردار بودم همسرم به دادم رسید هر چند مدت برام مقاله هایی رو از اینترنت می آوورد تا من با مزایای زایمان طبیعی آشنا بشم و ترسم کمتر بشه ولی بنده خدا باز تصمیم نهایی رو بر عهده خودم گذاشت تا اینکه من تصمیم گرفتم یه سری مطالعات اساسی انجام بدم و از تمام کسانی هم که دور و اطرافم زایمان کرده بودند نوع زایمان و شرایطشون رو پرسیدم و از عوارض زایمانشون با اطلاع شدم جالب بود تمام کسانی که زایمان سزارین داشتند از کمر درد به عنوان مهمترین عارضه یاد می کردند حالا بگذریم که بعضی هاشون بخاطر در خطر بودن بچه مجبور به سزارین شده بودند. بعد از این مطالعات دیگه هرطور بود با خودم تصمیم گرفتم اگه مشکلی در روند زایمانم پیش نیاد حتما طبیعی زایمان کنم که همینطور هم شد و در عرض دوساعت روند زایمان من پیش رفت و درسته درد هم کشیدم و هیچوقت همچین دردی رو تو عمرم تحمل نکرده بودم ولی یه جورایی از زایمانم لذت بردم چون همه چیز رو به چشم خودم می دیدم و الان صدهزار مرتبه شکر می کنم که با مطالعه تصمیمم رو گرفتم و نگذاشتم ترسم به انجام درست کارم غلبه کنه البته در این میان تشویقهای اطرافیان و داشتن یه دکتر خوب خیلی اثر داره تو روحیه آدم ولی اگر می خواهید ترستون کمتر بشه پیش دکتری زایمان کنید که 9 ماه رو زیر نظرش بودید این مورد به آدم اطمینان خاطر بیشتری می ده . در ضمن این رو هم بگم معمولا خانمها به زیبایی اندامشون خیلی حساس هستن با زایمان سزارین یه خط برای همیشه روی شکم باقی می مونه . و این رو هم بگم تو کشورهای اروپایی و آمریکا زایمان سزارین در حداقل ممکن هستش و شوهر تا آخرین لحظه اگه بخواد می تونه کنار همسرش باشه این مورد هم خیلی تو روحیه خانمها اثر داره که متاسفانه تو کشور ما بنا به دلایلی این اجازه رو نمی دن.
امیدوارم این مطلب به دردتون بخوره و تونسته باشم یه کمکی بکنم
نوشته شده در سه شنبه 12 شهریور 1387 و ساعت 10:09 ق.ظ توسط : معصومه
ویرایش شده در سه شنبه 12 شهریور 1387 و ساعت 09:09 ق.ظ
اول از همه می خواستم یه سلام و خسته نباشید بگم به مادران این وبلاگ و تشکر کنم از زهرا خانوم که من رو قابل دونستن تا کمک نا چیزی کرده باشم امیدوارم مطالبم مفید واقع بشه.
من یه دختر13ماهه دارم به نام کیمیا که خوب بازی می کنه حدود 10 قدمی خودش بدون کمک گرفتن از جایی راه می ره و کاملا به تنهایی خودش از تخت و مبل بالا و پایین می ره و بتازگی کلمات من رو تکرار میکنه و در حال حاضر هم کلماتی مثل ماما – بابا – دد – به به – جیز- دست دستی رو می گه .
موقعی که به دنیا اومد 3 کیلو وزن داشت الان حدود 11 کیلو وزن داره. بعضی وقتها کم اشتها می شه که وقتی برای چکاب بردمش دکتر گفت: وزنش طبیعی هستش و بچه در یکسالگی باید سه برابر وزن موقع تولدش باشه پس این وزن برای دختر شما طبیعیه.
یه مساله ای که در مورد دختر من وجود داشت دیر دندون در آووردنش بود. بچه ها معمولا بین 6 تا 10 ماه دندونهای اولیه شون رو درمیارن ولی دختر من الان که 13 ماهشه دندون اولش رو در آوورد در حالی که من اطمینان داشتم کمبود کلسیم نداره چون من هم دوران بارداری و هم دوران شیر دهی خیلی ماست و شیر استفاده می کردم که بعد از بردن دخترم به دکتر ومطالعاتی که داشتم معلوم شد این مساله ژنتیکی بوده و من خودم هم تو همین حدود سنی دندون در آووردم به همین خاطر می خواستم به مادران عزیز بگم فکر نکنید کودک شما باید دقیقا مثل کودک هم سن خودش رشد کنه شاید یه کودک زود راه بیافته ولی دیر زبون وا کنه یا ممکنه بیشتر چهاردست و پا بره و دیر راه بیافته همه اینها تابع شرایط مختلفی هستن مثل ارثی بودن – تشویق کودک مثلا به راه رفتن و غیره و اصلا هم ربطی به هوش کودک نداره من نمونه هایی رو به چشم خودم دیدم که کودک به طور مثال خیلی دیر شروع به راه رفتن کرده ولی الان از هوش خیلی بالاتر از همسن و سال های خودش برخورداره پس نباید زیاد وسواس داشت و نگران بود در عین حال باید تمام رفتارهای کودک رو دقت کرد تا اگر چیزی غیر طبیعی بود حتما پیگیری کرد.
* من در پست بعدی می خوام در مورد زایمان طبیعی و سزارین صحبت کنم چون به نظرم این مشکل خیلی ازمادران هست.
.....
از مادران عزیز می خواستم اگر در مورد آموزش دستشویی رفتن کودک اطلاعاتی دارن یه پست اگه زحمتی نیست بذارن چون من در این مورد تجربه ای ندارم و واقعا نیاز به راهنمایی صحیح دارم که از چه زمانی باید شروع کرد و چگونه...ممنون می شم.
نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد 1387 و ساعت 11:08 ق.ظ توسط : معصومه
ویرایش شده در پنجشنبه 17 مرداد 1387 و ساعت 09:08 ق.ظ
کودک من ۱۶ ماهه شده است و رشد روزانه اش برایم کاملا مشهود. خیلی از کلمات را به خوبی بیان میکند . خوب راه میرود . به خوبی با دیگران ارتباط برقرار میکند. دالی بازی را همچنان خیلی دوست دارد. اکثر غذا هارامیخورد. به گوجه سبز ومیوه های ترش بسیار علاقمند است. عاشق آب بازی و حمام رفتن است.خواب شبانه اش بهتر از قبل شده است. تقریبا ۱۲ دندان دارد. از دیروز یاد گرفته است که در مورد اشیائی که نمی شناسد و اسمش را نمی داند میپرسد :این چیه ؟ و من هم سعی میکنم با حوصله به سوالاتش پاسخ بدهم.
چند روز قبل برای اولین بار به مهد کودک رفت و کلی شادی کرد که البته در وبلاگش بطور کامل توضیح دادم. اگر خواستید به اینجا بروید و بخوانید.
-امروز در یکی از شبکه های رادیویی خانم مجری گفت: ذائقه کودکان حداکثر تا سه سالگی شکل میگیرد و قابل تشخیص استکه به چه مزه ای علاقمند است.
- پارکهایی که کفپوش ندارند برای کودکانی که تازه راه افتاده اند بسیار خطر ناک است.
- مامانهای مهربان لطفا به غذا ها طعم بدهید تا بچه ها بخورند. البته این یک پیشنهاد است و تجربه شخصی من. من با غذا های بدون طعم و بی مزه ای که برای بچه ها تجویز میشود موافق نیستم و به نظر من یکی از دلایل بد غذایی بچه های امروزه همین است. چون از غذا خوردن اولیه هیچ لذتی نبرده اند و در نتیجه علاقه ای به غذا خوردن ندارند.
نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد 1387 و ساعت 09:06 ق.ظ توسط : آزیتا
ویرایش شده در - و ساعت -
سلام به همه دوستان و خوانندگان عزیز.مدتی پیش یک گروه در یاهو برای مادران ایرانی درست کردم.هدف از ایجاد این گروه این بود که بتوانیم اطلاعاتی را که بدست می اوریم در اختیار دیگر مادران قرار دهیم.گاهی تجربیاتی که داریم به درد خیلی از ماردان جوان میخورد. در اینجا از همه مادران دعوت به عمل می آورم که رد این گروه شرکت نمایند. فقط افرادی که در این گروه شرکت میکنند لطفا موارد زیر را رعایت کنند :
۱- حتما منبع خبری که ایمیل میکنید مشخص باشد . تا بتوان به آن استناد کرد و ارزش خواندن داشته باشد.مثلا لینک مطلب در بالای ایمیل نوشته شود.در غیر اینصورت ایمیل از گروه حذف خواهد شد.
۲- اگر از تجربیات خوبتان برای دیگران مینویسید باز هم قید کنید که تجربه شخصی است. که من فکر میکنم این نوع اطلاعات حتی از مطالب علمی به درد بخور تر باشد.
۳- از ارسال مطالب سیاسی و غیر اخلاقی و ایمیل های تبلیغاتی جدا بپرهیزید.
در صورت تمایل به من ایمیل بزنید تا راه عضویت را در این گروه برایتان توضیح دهم.
برای دخترم رنگ قرمز رو انتخاب کردیم تا دایی درست کنه. تخت با دو تا کشوی بزرگ، کمد هم با دو تا جا رختی و یه سمتش طبقه. کنار ستون هم یه فضای عملا بی استفاده بود که اون رو هم دایی جان دکوری درست کرد که خیل خوب شد و یه میز کوچک گرد برای نقاشی کردن و بازی.
"من که از گل بهترم لگن دارم" عنوان کتابی است که با شعر تلاش می کند به دختر کوچولوها روی لگن نشستن را یاد بدهد. و برای آقا پسرها، کتاب "من که تاج هر سرم لگن دارم" هر دو کتاب سروده شکوه قاسم نیا می باشند.
یاد دادن پی پی کردن به بچه ها هم یکی از کارهایی است که ذهن والدین را مشغول می کند. کی باید شروع کرد؟ چطور باید انجام داد؟ چقدر طول می کشد؟ و ...
دوستان عزیزی که کودکانشان این مرحله رو طی کردند، ممنون می شوم که تجربیاتشان را برای ما بنویسند تا همه استفاده کنند.
نگام بکن گل شدمیک گل ناز و کوچک
چه راحتم، چون مامانبه پام نبسته پوشک
ناشر: قدیانی، کتابهای بنفشه
نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 و ساعت 12:04 ق.ظ توسط : زهرا
ویرایش شده در - و ساعت -
خیلی از ما بزرگترها متوجه شدیم که مهارت "نه گفتن" رو بلد نیستیم و زمانی رو برای تمرین و یادگیری اون گذاشتیم. حتما دوست داریم کودکانمون با این مشکل برخورد نکنند و از همین الان این مهارت رو یاد بگیرند. این خیلی خوبه اما کمی سخته. چون باید یادمون باشه خونه اولین محیط برای تمرین "نه گفتن" هست و اولین کسی که باید بچه ها به اون "نه" بگن خودمون هستیم.
پس از این به بعد سعی کنیم شرایطی رو به وجود بیاریم که بچه ها به ما "نه" بگن .
و وقتی "نه" از بچه ها می شنویم، صبورانه برخورد کنیم و به نظرشون احترام بذاریم.
نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت 1387 و ساعت 01:04 ق.ظ توسط : زهراسادات
ویرایش شده در چهارشنبه 24 مهر 1387 و ساعت 02:16 ق.ظ
مدت بسیار زیادی است که نتوانستم بنویسم، فرصت نبود، تنبلی بود یا ... نمی دانم ولی وبلاگ گروهی خوبیش همین است که بالاخره به روز شدنش روی زمین نمی ماند. به بهانه اولین پست سال نو می خواستم از آزیتا و زهرا سادات خیلی تشکر کنم برای این همه حس همکاری که دارند. و از سایر نویسندگان هم کمی همت تقاضا دارم. برای تمای خوانندگان هم سالی پر از شادی و نیکبختی آرزو می کنم.
نوشته شده در شنبه 31 فروردین 1387 و ساعت 12:04 ق.ظ توسط : زهرا
ویرایش شده در - و ساعت -